حاله خوبو تو نگاهه مَردُم حتی خاکِ شرمنده ی گندم دنیا میشکنه غروره مَردُ خیلی غمگینه طلوعه هر صبح منمو درسایی که باید بگیرم از خودم منو تنهایی روزو شب دلیله بد شدن منو حرفایی که شنیدم از تو از خودم منمو درد هایی که میخونن همه از رُخَم میسوزونم تمومه خاطراتمونو یوقتا میبینم جوابا خیلی ساده بودو بستن چشمو چالِشونو. رفتارایِ رو مُخ به مسخره میگیرن حتی دردو غَمِشونو